
چرا مادرمان را دوست داریم
چون ما را با درد بدنيامی آورد و بلافاصله با لبخند می پذیرند
چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما بريزند ، پشت دستشان
می ریزند
چون وقتی توی اتاق پی پی میکنیم زياد با ما بداخلاقی نمی کنند
و وقتی بعدها توی تشکمان جی جی می کنیم آبروی ما را نمی برند
و وقتی بعدها به زندگی شان ترکمون می زنیم فقط می گویند: خب جوونه
دیگه، پیش میاد!
چون وقتی تب می کنیم، آن ها هم عرق می ریزند